تالیف: مهندس عاملی، مدیر وبسایت معماری سنتی

اشکال و اعداد هندسی آنگونه که می نمایند جنبه ی کمی حرف ندارند آنها دارای جنبه ی کیفی و نمادین هستند که نه تنها تخیلی نیست بلکه حداقل، همچنان که در مورد جنبه کمی، بخشی از واقعیتشان را تشکیل می دهد.

هر عدد و شکلی، اگر در مفهوم نمادین خود نگریسته شود پژواکی از وحدت و بازتاب کیفی است که در طن اصل درونی آن وحدت نهفته است.

۴ گوش ساختمان کعبه که در حیاط ها و بناهای قدیمی تکرار می شود یک چهارگوش صرف نیست. بلکه در عین حال نماد ثبات و کمال و بازتاب معبد ۴ گوشِ بهشتی ست که کعبه خود تصویر زمینی آنست.

در سرتاسر معماری سنتی، اشکال هندسی چیزی بیش از تمهیدات صناعی صرف هستند هر چند که همیشه عملکردی معمارانه دارند اما در فراسوی عملکردشان که نظمی مادی دارد. واحد عملکردی دیگر با اهمیتی افزونتر هستند که همانا یادآور اصول معنوی به انسان از طریق جنبه های نمادینشان هستند اصولی یک یک بنا یا یک سازه سنتی در خود بازتاب می کند و ما نباید هیچ وقت مربعی بودن و ۴ گوش بودن ستونها و ۴ تایی بودن آنها را خالی از هیچ گونه معنی و مفهومی بدانیم ستونها می توانست به صورت دایره نیز اجرا شود. و حتی می توانست به تعدادی دیگر اجرا شود. یا ۲ ستون یا مثل خیلی از ستونها (و میل راهنمایهای) موجود در کشور تکی باشد. به یقین معانی و مفاهیمی درون این نوع تعداد ستونها و این نمادهای اجرا شده بر روی آن نهفته است که ما هم چندان مطلع نیستیم و فقط می توانیم برخی از معانی آنرا درک کنیم چنانکه هر کسی و هر رهگذری که از کنار ستونها بگذرد ناگهان چشمش هدایت می شود تا به نقطه انتهایی ستونها اشاره به بالا به آسمان رو به سوی خدا. اشاره به جایی که هر کسی با نگاه بر آنجا آرامش می یابد و به تفکر فرو می رود. بی شک این معنای نهفته در دل این بناها بلکه خیلی از بناهای سنتی که به دست معماران با درک و سنجیده اجرا شده است.
برای تحلیل و بررسی هر بنا و مخصوصاً این بنا ۲ وجه داریم یکی وجه ظاهری که آشکار است و یکی وجه نهان و مفهومی آن که وجه نهان از طریق شکل ظاهری و آنچه که در ظاهر است، به وجود آمده ولی بر ما آشکار نیست همان چیزی که ستونهای آجری را از بناهای شبیه به خودش خاص می کند و همان مفاهیم درونی که باید پی برد که معمار آن اجرا کرده و در واقع هر آنچه که باعث جاودانگی آن اثر می گردد همان معنای نهفته درونش است. این معانی را هم در نوع اشکال به کار رفته در اجرای ستون هم در تعداد ستون ها و هم نقوشی که بر روی بدنه و ساقه آن اجرا شده که به صورت نمادین از مفاهیم و معانی الگوبرداری شده.

نمادها:
نمادها خود تجلیتی از مطلق و مقیدات هستند: صور نمادین که جنبه های محسوس از واقعیت ماورا طبیعی چیزهایند موجودیت خود را دارند خواه انسان از آن باخبر باشد یا نباشد. انسانها نمادها را نمی آفرینند بلکه دست به دگرگونی آنها می زنند.
صور هندسی که نسبت به مرکزشان قرینه اند نمادی از وحدت در وحدت به دست می دهد که نخستین اصل اسلام است «توحید».
– کثرت در وحدت: همان نمادهایی که نگارهایی بی شمارند. دورهایی بی آغاز و بی انجام همزمان متناوب یا هماهنگ.

با این توضیح ما تزئینات به کار رفته بر روی آنرا می توانیم در غالب این دو تقسیم قسمت بندی کنیم. نقوش هندسی به کار رفته همچون گره. و نقوش دیگری که به صورت منظم و قرینه وار اجرا شده است هدف از اجرای آن اشاره به عالم بالا و نشان نمادی از وحدت در وحدت.

و دیگر نقوش تزینی که به کار رفته محصور درون قابی در درون این قاب تزئینات اجرا شده در تزئینات شاهد اجرای گلی هستیم که به گفته خود معمار برگرفته از نماد فرشته Tahtail تهتایل و از نقوش هندسی است و بسیار جالب تر آنکه در ۴ گوشه این قاب ها بار سرو که نماد درخت مقدس و درخت زندگی در نزد ایرانیان است اجرا شده به طوری تلقین نقوش نمادین هند و ایرانی آریایی نژاد در شبه هر دو قوم است.
– درخت در نماد ایرانی ها درخت نماد زندگی بود مخصوصاً درخت سرو که از تست آنرا از بهشت آورده و درختی است مقدس و نماد زندگی .

ستون های آجری: ۴ تا ستون هست که نشأت گرفته از ۴ عدد در نمادهای ایرانی و اسلامی ورای خصوصیات و نمادهایی هست که به صورت مختصر بدان اشاره می کنیم.

عدد ۴ را در عالم کبیر به عنوان ماده و زمینی بودن قلمداد می کنند اصلی – جسمانی – عالم – مصنوعات از ویژگی های آن آنست در عالم صغیر : به طبایع چهارگانه می شناسند که (خِلط – خون – صفرای زرد- صفرای سیاه) از ویژگی های آنست و در ریاضی به عنوان اولین مجذور هست. (۱)

– عدد ۴ در عین حال مرتبط با جهات ۴ گانه است؛ چهار باد- چهار مربع عالم- چهار فصل- چهار دروازه منتهی به بهشت و تصمیمات چهارگانه اصلی روز و همچنین چهار عنصر آتش و هوا و آب، زمین می توان اشاره کرد. با این توضیحات باید به چهارتایی اجرا شدن ستونها و ۴ ضلع بودن هر یک از آنها و اشاره هایی که در اجرای نقوش به صوت ۴ قسمت یا در ۴ نقطه تکرار شده را بی تفاوت با ستونها ندانیم قطعاً اهدافی در اجرای تعداد ستونها بوده که به گفته خود استاد اخویان اشاره به ۴ قلم علم نجوم. ۴ قلم علم هدایت از اهداف اصلی این ستونها بوده بدون شک معنی و هدفی فراتر از شکل ظاهری این ستونها در درون نهان آن نهفته است که خود جای کار و تحقیق فراوان دارد.

اگر بحث را به سمت هدایت گر بودن ستونها سوق دهیم می بایستی دو نوع هدایت را در ستونها که قابل ملاحظه هست بررسی کنیم، اولی جنبه ظاهری هدایت و نشانه ستونها که شبیه به تمام میل مناره ها و ستونهای هدایت دیگر است بدین صورت که ستونها در مسیر راهی قرار گرفته که منتهی آن به آرامگاه مشاهیر (خیام ، عطار) امامزاده و کلاً به سمت مجموعه فرهنگی زیارتی خیام و مجموعه های اطراف می کشاند. آرامگاه ها در خارج از شهر و در مسیر راهی که گذر اغلب چه زائرین امام رضا (ع) و چه مسافران شهرهای شرقی قرار دارد.

با ارتفاع و ساختار ظاهری که ساقی اشاره به خود دارد به مسافرین علامت می دهد تا مسیر را بیابند و در واقع ۴ ستون آجری در ابتدای بلواری که به سمت آرامگاه ها و مجموعه می رود. مسافرین را جذب خود می کند. (۲)

دیگری هدایت چشم انسان به سمت بالاست. حرکت چشم در افق با توجه به همواری ها و ناهمواری های خط افق حرکت می کند به یک لحظه ی چشم دوخته می شود به ستونی آجری ، ستون آجری که به خوبی هر چه تمام تر و به صورت ماهرانه افق را به عمود دوخته و چشم بیننده را آرام آرام به سمت بالا می کشاند پایه ستون عریض تر از باقی نقاط پس ساقه که خود دارای ۴ بخش است اما هر چه از ساقه به سمت بالا می رویم زیباتر می شود. بعد از ساقه تاج است که به نقطه ای ختم می شود و بعد از آن قلمدانی که به صورت عمود و اشاره وار انسان را رو به سوی آسمان دعوت می کند. اشاره به عالم کبیر از طریق ستونهای ۴ گوش چه مفهومی و چه دعوتی می تواند قشنگ تر از این باشد.

چرا اجرای قلمدان خیام در بالاترین نقطه:

اجرای قلم خیام در بالاترین نقطه ستونها (۳) چه مفهومی می تواند داشته باشد. نوک تیز قلم که اشاره به عالم بالاست و هم اشاره و هدایت به مقبره خود خیام، استفاده از قلم خیام در بالاترین نقطه ستون می تواند این معنی نهفته را بگوید که «نون وقلم ما یسطرون» و یا قلم که نمادی از عارف بزرگ باشد در بالاترین نقطه این عالم است در جایی نزدیک است به اصل خویش و شاید قلم به نماد ایشان و به نماد از تفکر انسانی که در نهایتاً رو به سوی ازلی است و دنبال روزگار وصلش می گردد. بی شک این مفاهیم هست و گرد نبود قلم خیام در بالاترین نقطه ستون اجرا می شد.
این ستونها برخی خصوصیات میل مناره ها را دارند اما برخی خصوصیات آنرا هم ندارند علائم و علامت دهنده و هدایت کننده هستند اما به درون آن راهی نیست اما ارتفاعش زیاد نیست و خالی از تزئینات یا اجرای صرف نیست و بیشترین نمادگرایی و استفاده از نمادها را داریم.

(۱) حس وحدت، نادر اردلان
(۲) نظر مهندس متحدین
(۳) استناد به گفته استاد اخویان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Name *